سفارش تبلیغ
صبا
هر کس جویای حکمت است، باید خاندان مرا دوست بدارد [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
نفس هایی برای زیستن
 
دانشجویانPh.D

بعد از اتمام دوره کارشناسی ارشد مدیریت، تعدادی از دانشجویان علاقمند به ادامه تحصیل در دوره دکتری هستند. دوره دکتری معمولا چهار سال به طول می انجامد که دو سال ابتدایی آن به پاس کردن 18 واحد درسی و امتحان جامع می گذرد. بعد از آن دانشجویان باید به انتخاب موضوع رساله دکتری مدیریت بپردازند و پس از آن اقدام به نگارش پروپزال کنند و طبق روال معمول پس از تصویب و نهایی شدن پروپوزال، شروع به تدوین رساله دکتری کنند.

رساله دکتری مدیریت معمولا از پنج فصل به شرح زیر تشکیل شده است:

در فصل اول از رساله دکتری به بررسی کلیات تحقیق پرداخته خواهد شد. در این فصل شرح مبسوطی از مقدمه، عنوان تحقیق، بیان مسئله تحقیق، ضرورت انجام تحقیق و قلمرو مکانی و زمانی ارائه خواهد گردید.
در فصل دوم رساله دکتری یعنی فصل مبانی نظری و پیشینه پژوهش، به بررسی مفاهیم و تئوری¬ های عمده در زمینه موضوع موردنظر و مفاهیم مربوطه پرداخته و در آخر پیشینه پژوهش مورد توجه قرار خواهد گرفت. در اینجا چارچوب نظری تحقیق نیز خواهد آمد.
در فصل سوم روش تحقیق، پرسشنامه یا مصاحبه، ابزار جمع ¬آوری داده ¬ها، و همچنین روش مورد استفاده برای تجزیه و تحلیل داده¬ ها مطرح خواهد شد که عمدتا در این مرحله از روش تحقیق کیفی مدیریت در قالب روش هایی مانند گراندد تئوری، نظریه بنیادی، تحلیل تم یا مضمون، تحلیل محتوا، تحلیل روایت، تحلیل گفتمان و... استفاده می شود. بنابراین روش تحقیق در رساله دکتری معمولا پیچیده تر از کارشناسی ارشد است.
در فصل چهارم به تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده پرداخته خواهد شد و فصل پنجم پایان نامه، فصل نتیجه گیری و ارائه پیشنهادات پژوهش و همچنین محدودیت ها است.
دانشجویان باید توجه داشته باشند که فصول چهارم و پنجم رساله دکتری همانند پایان نامه کارشناسی ارشد از مهم ترین فصول رساله دکتری اند که باید با دقت نظر خاصی انجام شوند.
دانشجویان دکتری مدیریت باید در نظر داشته باشند که رساله دکتری آنها باید حاوی مطالب و ایده های جدید باشد. به همین دلیل اساتید و افراد با دیدی خاص به رساله دکتری نگاه می کنند و آن را متمایز از پایان نامه های دوره کارشناسی ارشد و کارشناسی می دانند.
بنابراین رساله دکتری امری بسیار تخصصی است و در صورتی که دانشجویان برای اولین بار اقدام به نگارش پایان نامه می کنند، بایستی زمان زیادی را صرف بررسی، آموزش، یادگیری، تحلیل و نگارش رساله دکتری خود کنند. از این رو باشگاه دانشجویان مدیریت با مشاورانی از میان فارغ التحصیلان دکتری مدیریت از دانشگاه های برتر تهران، با فراهم آوردن بستری مناسب می تواند همراه و همیار شما در انجام پژوهش هایتان باشد و در سریع ترین زمان و با بالاترین کیفیت جوابگوی نیازهای پژوهشی شما دانشجویان دکتری مدیریت باشد.
علاوه بر این مدیراما با دارا بودن مشاوران متخصص توانایی مشاوره و راهنمایی در زمینه انجام پایان نامه DBA را دارد. DBA تفاوت های اساسی با دکتری دارد. برای انجام رساله آن باید از مشاوران متخصص در این حوزه کمک گرفت. یکی از تفاوت¬ های اساسی مابین این دو دوره، انگیزه ه¬ای است که افراد را به هر یک از آنها سوق می دهد. برای دانشجویانPh.D.، تدریس و تحقیق عامل اصلی است و برای دانشجویان DBA چالش ¬های ایجاد شده در کار دلیل اصلی آن است، چرا که آنها در حال حاضر جایگاه شغلی خود را پیدا کرده ¬اند. اما DBA برای این افراد فراتر از دانشی است که در دوره ¬های پیشین همچون MBA آموخته ¬اند، در واقع DBA آنها را به محققانی تبدیل می ¬کند که مسائل و مشکلات را از دید علمی ¬تر می¬ بینند. دوره Ph.D. معمولا دوره ه¬ای تمام وقت است و دانشجویان در طی 4 الی 5 سال تنها بر تحصیل خود متمرکز هستند، اما دوره DBA به گونه ¬ای طراحی شده که افراد در کنار شغل فعلی خود به آن می¬ پردازند. همچنین، در دوره Ph.D.  افراد موضوع پایان نامه خود را طوری انتخاب می ¬کنند که خلاء های علمی موجود در تئوری¬ های مدیریتی را پر کنند، اما دوره DBA تاکید بیشتری بر حل مسائل موجود دارد.
Ph.D.  با تئوری¬ های پیشرفته سر و کار دارد و بیشتر برای کسانی مناسب است که دوست دارند محقق حرفه ¬ای و یا مدرس دانشگاه شوند. مدرک پایانی دوره ¬ها که برای دسته ¬ای از افراد از اهمیت خاصی برخوردار است، آخرین وجه تمایز بین این دو دوره به شمار می¬ رود. در حالی که دوره Ph.D. در میان دانشگاه ¬ها و سازمان¬ ها شناخته شده است، دوره DBA بسیار جوانتر است، بنابراین ارزش و اعتبار آن می تواند به اعتبار مرکزی که مدرک از آنجا اخذ می شود، بستگی داشته باشد. هر چه که افراد در مراکز شناخته شده ¬تر و با کیفیت ¬تر تحصیل کنند، به اعتبار مدرک آنها افزوده خواهد شد.
مهم¬ترین عوامل برای سنجش کیفیت دوره دی بی ای (DBA) در سه عامل اصلی خلاصه می¬ شوند، 1. مرکز ارائه دهنده ¬ی دوره، 2. اساتید و 3. دانش پژوهان. یک دانشگاه برجسته و با سابقه، وجود اساتید شایسته و متخصص در حوضه مدیریت که توانایی انتقال دانش و مهارت¬ های عالی مدیریت را به افرادی که خود در بالاترین پست¬ های مدیریتی و همراه با پیش زمینه تحصیلی مدیریت هستند، داشته باشند و در نهایت دانش پژوهانی که به غنی شدن فضای کلاس ¬های درس از طریق انتقال تجارب خود و دید تیزبین نسبت به مسائل و مشکلات، موجود کمک کنند. دانش پذیران دوره عالی مدیریت راهبردی کسب و کار دارای پیشینه ¬های اجرایی و تجارب مدیریتی مختلف هستند. ایجاد و گسترش شبکه ارتباطی دانش پذیران، یکی دیگر از مزیت¬ های این دوره می¬ باشد.
در آخر لازم به ذکر است که برای اتمام هرچه بهتر دوره دی بی ای (DBA) انجام رساله خوب و با کیفیت است. در این راستا دانشجویان این دوره ها با تعامل با مشاوران مدیراما می توانند به بهترین نحو رساله خود را پیش ببرند.

مدیراما؛ باشگاه دانشجویان مدیریت


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط نفس 96/6/27:: 5:48 عصر     |     () نظر
 
بزرگ فکر کنید

ما برای  خوشبخت شدن چشم به راه آینده ایم  و در نتیجه هرگز خوشبخت نمی شویم، زندگی نمی کنیم بلکه به امید زندگی نشسته ایم. در واقع یکی از علل خوشبخت نبودن سرمایه گذاری روی آینده است. زندگی نمی کنند، از زندگی امروز خود لذت نمی برند و پیوسته منتظرند که در آینده اتفاقی بیفتد. وقتی ازدواج می کنند خوشبخت خواهند شد. وقتی شغل بهتری بدست آورند به خوشبختی خواهند رسید. وقتی پول خرید خانه را پرداختند،  وقتی  بچه هایشان را راهی  دانشگاه کردند و وقتی کاری را به اتمام رساندند و پیروز شدند آنوقت است که به خوشبختی خواهند رسید. این افراد بدون استثناء مأیوس می شوند جرا که خوشبختی یک عادت ذهنی است ، یک برداشت ذهنی است. اگر آن را یاد نگیریم و همین حالا روی آن تمرین نکنیم هرگز تجربه اش را نخواهیم کرد. اگر قرار است خوشبخت شویم باید خوشبخت باشیم.

همه روزه یادآوری خاطرات و اندیشه های خوب و دلچسب را تمرین کنید، چرا که این کار شما را در انجام کارهایتان کمک  می کند. اگر کسی می خواهد  حال بهتری داشته باشد باید احساسات لطیف و خیر خواهی و مثمر ثمر بودن را در اندیشه خود زنده کند. باید این کار را مثل ورزش صبحگاهی بطور مرتب انجام داد و مرتب به زمان این ورزش روانی بیافزائید.

تصویر ذهنی و عادتهای انسان با هم ارتباط دارند. با تغییر یکی از آنها دیگری هم خود به خود تغییر می کند. وقتی آگاهانه عادت بهتری در خود ایجاد می کنیم تصویر ذهنی جدیدی جای عادات قدیمی را می گیرد و انگاره جدید را پرورش می دهد.

جالب است بدانید که نود و پنج درصد رفتار، احساس و واکنش افراد عادتی است. نوازنده پیانو برای زدن مضرابها به تصمیم گیری نیازی ندارد. درست به همین شکل که هر وقت با موقعیت مشابهی روبرو شویم ، اندیشه و احساس و عمل مشابهی از ما سر می زند. اما نکته اینجاست که عادت اصلاح شدنی است و می توانیم آنرا بطور کلی تغییر دهیم. کافی است که تصمیم آگاهانه ای بگیریم و روی آن تمرین کنیم. نوازنده پیانو می تواند از روی اگاهی تصمیم بگیرد که مضراب متفاوتی را فشار دهد و آهنگ های جدیدی را بوجود آورد. بنابراین شما هم می توانید با تکرار رفتار مطلوب آن را  در تصویر ذهنی خود ثبت نمایید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط نفس 95/6/8:: 12:0 صبح     |     () نظر
 
در زمان حال زندگی کنید

میزان آرامش ذهن و کارایی فردی ما بر اساس میزان توانایی ما برای زیستن در لحطه حال مشخص می شود، صرفنظر از آنچه دیروز رخ داده است و آنچه فردا ممکن است اتفاق بیفتد. حال جایی است که شما در آن ایستاده اید. از این دیدگاه کلید شادی و خرسندی متمرکز ساختن ذهن بر لحظه حال است.

یکی از نکات جالب توجه در باره کودکان همین است که آنها خود را تماماً در لحظه حال غرق می کنند. آنها کاملاً در گیر فعالیت کنونی خود می شوند که این فعالیت می تواند تماشای یک سوسک ، نقاشی کشیدن ، ساختن یک قصر ماسه ای و یا کارتون نگاه کردن و یا هر چیز دیگر باشد. اما وقتی بزرگ می شویم هنر فکر کردن و نگران بودن را در یک لحظه فرا می گیریم. به مشکلات گذشته و مسائل آینده اجازه تجمع در زمان حال را می دهیم، و بدین ترتیب حال را می بازیم . ما همچنین باد می گیریم که لذت و شادیهای خود را به تعویق بیندازیم و همواره به امید آینده ای متفاوت بنشینیم. دانش آموز دبیرستانی با خود می گوید که وقتی مدرسه را تمام کنم و وارد دانشگاه شوم آنوقت ایده آل است. وارد دانشگاه می شود و با خود می گوید که وقتی مدرکم را بگیریم دیگر هیچ غمی نخواهم داشت. بلاخره مدرکش را هم می گیرد آنوقت است که می بیند تا وقتی شغل مناسب نداشته باشد نمی تواند خوشبخت باشد. کاری اختیار می کند اما هنوز هم نمی تواند خوشبخت باشد. با گذشت سالهای پیاپی او خوشبختی، شادی و آرامش خود را مرتباً تا نامزد شدن ، تا ازدواج کردن، تا خریدن خانه و ماشین، تا بازنشستگی و... به تعویق می اندازد و قبل از آنکه به خود اجازه شادی سعادتمندانه دهد، از دنیا می رود. تمام لحظات او صرف نقشه کشیدن برای آینده متفاوتی می شود که هرگز از راه نمی رسد. آیا داستان زندگی شما هم از نوع این داستان است که شاد زیستن خود را به آینده ای دور دست موکول می کنید؟

ما بجای آنکه از لحظات امروز زندگی خود لذت ببریم نقشه شادی را برای آینده می کشیم. زیستن در زمان حال بدین معناست که ما از هر کاری که در حال انجام آن هستیم به خاطر خود آن لذت ببریم و نه اینکه صرفاً به دنبال هدف نهایی آن باشیم. زیستن در حال به معنی دلپذیر ساختن لحظه جاری بجای دور انداختن آن است. این تصمیم ماست که لحظه به لحظه زندگی را واقعاً زنده باشیم و لذت ببریم و شادمانه زندگی کنیم .

هر گاه در حال زندگی کنیم، ترس را از ذهن خود می رانیم.اساساً ترس مقوله ای استکه مربوط به حوادثی است که ممکن است در آینده اتفاق بیافتد. این ترس می توان چنان فلج کننده باشد که انجام هر عمل سازنده ای را برای فرد ناممکن بسازد. اما شما فقط زمانی در معرض ترسهای شدید قرار می گیرید که بی حرکت و منفعل باشید. و درست در همان لحظه ای که وارد عمل می شوید و واقعاً کاری انجام می دهید، ترسها فروکش می کند. زیستن در حال به معنای حرکت کردن بدون ترس از عواقب است به معنای تلاش کردن به خاطر نفس مشغول بودن است.

این نکته را به خاطر داشته باشید که اگر نگرانی در ذهن خود دارید، مثلاً کار خود را از دست داده اید یا همسرتان شما را ترک کرده است، این کار ساده ای نیست که ذهن خود را از این نگرانی خالی کنید و به آزامش برسید. اما ساده ترین راه بهبود وضعیت روانی شما دست به عمل بردن، مشغول بودن و مشارکت است. کاری انجام دهید. هر فعالیتی که باشد. ورزش کنید، به پارک بروید یا به کار باغبانی مشغول شوید. خلاصه اینکه زمان چیزی جز یک مفهوم انتزاعی در ذهن ما نیست. این لحظه تنها زامانی است که در اختیار داریم . از این لحظه چیزی بسازید، لذت ببرید و زندگی کنید و به خاطر اتفاقات آینده نفس را در سینه حبس نکنید.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط نفس 95/6/8:: 12:0 صبح     |     () نظر
 
قدرت فکر و تخیل خود را پرورش دهید

رآورد شده  که هفتاد درصد از یادگیری های انسان در شش سال اول زندگی صورت می پذیرد. همچنین توانایی جذب چیز های تازه به همین ترتیب و در طی همین  سالهاست. تخیل انسان نیز پر بارترین دوران خود را در این سالهای  نخستین طی می کند. واقعیت انکار ناپذیر آن است که تخیل کلید تمام یادگیری ها و کلید حل تمامی مسائل است. از اینروست که ادیسون ها و انشتین های دنیای ما همگی دارای قوة تخیل فوق العاده ای بوده اند. به عنوان مثال انشتین با تخیل ذهنی خود به میان سیارات و بر فراز پرتوهای ماه به نظریه های علمی خود در مورد زمان و فضا دست یافت. توانایی او در تخیل کودکانه به او کمک کرد تا به غولی در میان اندیشمند ان تیدیل شود.

برای داشتن یک حافظه خوب یک تخیل خوب داشتن لازم است و یکی از دلایلی که سالمندان اغلب  از ضعف حافظه  گله می کنند نیز همین است. آنها تخیل را نابود کرده اند بطوریکه ذهن آنها قادر به خلق تصاویر و گنجاندن در حافظه خود نیستند.

هر وقت ما اطلاعاتی را در خزانه حافظه خود ثبت می کنیم ، از قوه تخیل و قدرت عینی سازی خود برای خلق تصاویر استفاده می کنیم و این توان تصویر سازی است که سهولت یا دشواری یاد آوردن  آن اطلاعات را تعیین می کند. بعلاوه برای آسودگی و ارام بودن می توان یک منظره تخیلی را مجسم  کنیم و این یک توانایی ارزشمند است.

در مقابل کسی که فاقد قوه تخیل رشد یافته است برای آسوده سازی خود با مشکلات بسیاری روبرو خواهد بود. تخیل خود را مانند جسم خود پرورش دهید. هر چه تخیل شما  رشد یافته تر  باشد، یاداوری و حل مسائل برایتان آسانتر خواهد بود.

بزرگترین فاتحان تاریخ بشر، خیالپردازانی بودند که آرزوها و سرشت خود را برای ارئه خدمتی منحصر به فرد به بشریت در هم آمیخته اند. لئوناردو داوینچی  در دوازده سالگی با خود می گفت :” من روزی یکی لز بزرگترین هنرمندان تاریخ جهان خواهم شد و همنشین شاهزادگان خواهم بود“ .

 در روزگاران قدیم  پسرک جوانی زندگی می کرد که نامش  ناپلئون بود. او هر روز ساعتها و ساعتها  در رؤیای خود به هدایت و رهبری  ارتش خود می پرداخت و اروپا را فتح می کرد. بقیه این داستان را در تاریخ بخوانید. بنابراین راه پیشرفت در هر زمینه همراه کردن تمرینات جسمانی منظم با تمرینات ذهنی منظم است.

یافته های علمی ، اخیراً ثابت کرده  که وقتی ما خود را در حال انجام عملی تجسم می کنیم درست مثل آن موقعی است که واقعاً آن عمل را انجام می دهیم . مغز برای ایجاد رفتارهای نو، دست به تغییرات الکتروشیمیایی در سلولهای خود می زند. بنابراین برای کسب بهترین نتایج نیاز به تمرین ذهنی و تمرین جسمانی داریم. بنابراین ما می توانیم بازی گلف ، صحبت کردن در میان جمع ، اعتماد به نفس و مهارتهای رانندگی و تمام فنون دیگر را با نشستن روی یک صندلی راحتی و تمرین ذهنی ، آنها را  بهبود ببخشیم.

ارزش اساسی تمرین ذهنی در این است که الگویی از عملکرد کامل و بدون نقص به سلولهای مغز ارائه می دهد. ما در سطح تخیل مرتکب اشتباه نمی شویم. علاوه بر آن یاد می گیریم که اگر مرتباً نتایج نامطلوبی را در ذهن تصویر کنیم چیزی جزء نتایج نا مطلوب نصیب ما نخواهد شد. پس اگر می خواهید در یک کلاس  کنفرانس دهید یا یک تلفن مشکل بزنید یا برای اولین بار یک قایق بادبانی برانید، قبل از هر چیز زمانی را به انجام بی عیب و نقص آن عمل در ذهن خود اختصاص دهید. موفقترین مردم دنیا همین کار را می کنند.


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط نفس 95/6/8:: 12:0 صبح     |     () نظر
 
ارزیابی خویش

 

آیا در آداب ومعاشرت مشکل دارید؟ شاید فکر می کنید که از آنها کم ارزش تر هستید. شاید هم به این نتیجه رسیده باشید که سایرین با شما خصومتی دارند و رفتارشان دوستانه نیست. آیا در مواقع عادی که اتفاق غیر منتظره ای هم نیفتاده بدون علت نگران می شوید و هول می کنید؟ شاید تصور می کنید دنیایی که در آن زندگی می کنید پر از خصومت و خطر است. شاید هم احساس بکنید که مستحق تنبیه هستید. روانشناسان معتقدند که اغلب ما خود را از آنچه هستیم کمتر می پنداریم و خود را زود و ارزان می فروشیم. فراموش نکنید که رفتار و احساس، هر دو ناشی از باور هستند. برای ریشه کن کردن باوری که مسبب احساس و رفتار شماست از خود بپرسید. چرا می خواهم این کار را انجام دهم و انجام این کار چه فایده ای دارد؟ .

بنابراین برای ایجاد عادات مطلوب و از بین بردن عادات نامطلوب، باید با اندیشه و عادات منفی برخورد کنیم. پیش خود فکر کنید که می خواهید به کجا برسید و دنبال چه هستید؟ و بعد لحظه ای فکر کنید که خواسته شما عملی شده و به آنچه که می خواهید دست یافته اید و به همین ترتیب می توانید به آسانی هیجانات مطلوب را در خود ایجاد کرده به طور دائم هدف مطلوب را در ذهن خود تصور و با آن زندگی کنید. همین عاملی برای دستیابی به هدف می شود و بار دیگر شادابی و دلگرمی و خوشبختی، خود به خود ایجاد خواهد شد.

توجه داشته باشید مکانیزم شما همه اش بستگی به این دارد که چه اطلاعاتی در اختیار آن می گذارید و چه هدفی برایش تعیین می کنید. بسیاری از ما ناخواسته و بی آنکه منظوری داشته باشیم با توسل به طرز تلقی منفی، شکست را در تصویر ذهنی خویش تصویر می کنیم و در نتیجه هدف های ناکامی را در وجود خود می کاریم. فراموش نکنید که مکانیزم خودکار اطلاعات دریافتی را مورد سوال قرار نمی دهد و کاری به صحت و سقم آن ندارد. صرفاً اطلاعات را استخراج کرده نسبت به آن واکنش های مناسب نشان می دهد. اگر کاری را آسان گرفتید، آسان هم می شود. علت انجماد شما در کارهایتان و شکست شما این است که کارها را بیش از اندازه بزرگ می کنید، بیش از اندازه جدی می گیرید و می ترسید که توان آن را نداشته باشید. خیلی ها که در جلسات غیر رسمی سخنران های خوبی هستند، به محض رفتن پشت تریبون زبانشان بند می آید. خیلی ساده است، چرا که مقهور اندازه های بزرگ شده اند. از طرفی نباید هر اظهار نظری را قبول کنیم. مثلاً دوستی را ملاقات می کنید که می گوید مثل این که امروز حالت خوب نیست. همین خاطر نشان باعث می شود که تأثیر بدی بگذارد و با خود فکر کنیم که حتماً حالم خوب نیست. اغلب ما همه روزه  در معرض این طرز  تلقیهای منفی قرار می گیریم. اگر ذهن ما آگاهانه کار کند اینگونه اظهارنظر را قبول نمی کنیم و در جواب می گوییم که نه اتفاقاً خیلی هم حالم خوب است.

 


کلمات کلیدی:

نوشته شده توسط نفس 95/6/8:: 12:0 صبح     |     () نظر
   1   2      >
بک لینک بک لینک